4 سناریوی زمان‌سنجی استارت‌آپ ( قسمت 1 )

4 سناریوی زمان‌سنجی استارت‌آپ ( قسمت 1 )

مدت زمان مطالعه :

3

دقیقه

مرحله کسب و کار :

در هنگام راه اندازی کسب و کار

4 سناریوی زمان‌سنجی استارت‌آپ ( قسمت 1 )

4 سناریوی زمان‌سنجی استارت‌آپ قسمت 1
اشباع شبکه های اجتماعی
4 سناریوی زمان‌سنجی استارت‌آپ ( قسمت 1 )

توی مقالات قبلی گفتیم که عاملی که بیشترین تأثیر رو در خروجی استارت‌آپ شما داره، اونی هست که کمترین کنترل رو روش دارین: زمان.

برای راه‌اندازی استارت‌آپ، شما نسبت به بازار می‌تونید در زمان‌های مختلف وارد عمل بشید. بسته به زمانی که انتخاب می‌کنید، سرنوشت استارت‌آپ شما می‌تونه تغییر کنه. همونطور که از عنوان مقاله مشخصه، قصد داریم 4 حالت بازار برای یک استارت‌آپ رو مطرح و بهترینش رو معرفی کنیم.

البته اگر هنوز مقاله اهمیت زمان‌سنجی در استارت‌آپ رو مطالعه نکردید پیشنهاد می کنم که حتما اون رو هم مطالعه کنید.

این 4 نوع بازار به این شرح هستن:

4 نوع بازار
4 سناریوی زمان‌سنجی استارت‌آپ ( قسمت 1 )

سرنوشت استارت‌آپ شما بستگی به زمانِ رشدی ( زمان‌سنجی ) هست که در بازار هدف اتفاق می‌افته. حالا بیاید مقداری درباره‌ی هرکدوم توضیح بدیم:

     1.بازار کوچک، بدون رشد

اگر محصول شما بازار کوچکی داره که هیچ راه رشدی براش وجود نداره، تلاش‌هاتون بی فایده خواهد بود. تعداد استارت‌آپ‌ ها در این دسته خیلی کم هستن و معمولا هم تو حوزه‌ی فروش و تعمیر فناوری‌های قدیمی فعالیت می‌کنن. هیچ وقت شرکتی تأسیس نکنید که کارش صرفا فروش و تعمیر چیز‌هایی مثل دستگاه فکس، پرینتر، تلفن ثابت و دوربین‌های عکاسی قدیمی و نوارهای فیلم‌شون و … هست. این جور کارها راهی برای رشد و جذب سرمایه‌های خطرپذیر ندارن.

    2.بازار بزرگ، رشد در گذشته

فرض کنید کسی الان بخواد، یک برند و کارخونه جدید در زمینه‌ی تولید گوشی‌های هوشمند تأسیس کنه. این فرد باید از همون اول وارد رقابت با حریفان قدر بشه. فقط برای این که محصولات این کارخونه تو ویترین مغازه‌ها قرار بگیره – حالا مطرح شدن و افزایش فروش که بماند – باید مبالغ هنگفتی برای ساخت ویژگی‌های حداقلی که تمام محصولات رقبا دارن، هزینه کنه تا تازه مردم به چشم یک محصول معمولی بهش نگاه کنن. رقبای بزرگ بخشی از درآمدهای جاری خودشون رو اختصاص به توسعه‌ی ویژگی‌ها و ابزارهای جدید میدن، در حالی که اینها باید ذره‌ذره، شرکت خودشون رو به خورد سرمایه‌گذار‌ها بدن. بهتره این جور بازارها رو به شرکت‌های بزرگ سپرده و بیخیالشون بشید.

شرکت‌های بزرگی که منابع بیشتری در اختیار داشته و به محض دیدن فرصت‌های جدید، می‌تونن تیم‌ها و سرمایه‌های بزرگی رو به این فرصت‌ها اختصاص بدن. البته بعضی وقت‌ها پیش میاد که حتی اونها هم از بازار جا می‌مونن … نمونه‌ش، ناکامی Microsoft در سیستم عامل موبایل خودش یعنی Windows Mobile هست.

یک مورد استثنا هم در این دسته هست که Elad Gil ازش با عنوان “بازارهای شلوغِ خلوت” یاد می‌کنه. این‌ها استارت‌آپ هایی هستن که دیگه اشباع شده به نظر میان، اما هنوز برای ایده‌های نو و متفاوت، جا دارن. مثالش، شبکه‌های اجتماعی در سال 2010 هست.

اشباع شبکه های اجتماعی
اشباع شبکه های اجتماعی

زمانی که Pinterest، Instagram و Snapchat در سالهای 2010 و 2011 به بازار اومدن، به نظر میومد که برنده‌ی بلامنازع میدان شبکه‌های اجتماعی، Facebook و Twitter هستن. اما هر سه اونها با ویژگی‌های جدیدی وارد این عرصه شدن: سنجاق کردن مقاله‌های اینترنتی، اشتراک عکس همراه با اعمال انواع فیلترها و پست‌های زمان‌دار و … اینها ویژگی‌هایی بودن که مشابهی با همین کیفیت نداشتن. البته به نظر من هر سه اونها شانس آوردن اما بالاخره، نشون میده که گاهی اوقات این استراتژی جواب میده.

خب، اجازه بدید بحث دو سناریو ها باقی مونده رو توی یه مقاله دیگه مطرح کنیم .

برای ادامه مطالعه این مطلب می تونید مقاله 4 سناریوی زمان‌سنجی استارت‌آپ قسمت 2 رو مطالعه کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *