سرمایه‌گذاران نباید NDA امضا کنند

سرمایه‌گذاران نباید NDA امضا کنند

مدت زمان مطالعه :

8

دقیقه

مرحله کسب و کار :

در هنگام راه اندازی کسب و کار

سرمایه‌گذاران نباید NDA امضا کنند

سرمایه‌گذاران نباید NDA امضا کنند

قبلا درباره‌ی NDA و فواید اون از دید مؤسسان صحبت کردیم.

در این مطلب، دیدی که سرمایه‌گذار‌ها نسبت به NDA داشته و این که چرا تمایلی به امضای این قرارداد ندارن، بررسی میشه.

برای درک بهتر اجازه بدید با یک مثال توضیح بدم.

وقتی بیماران زیادی رو برای درمان میارن بیمارستان، ابتدا دکتر‌ها طی بررسی‌های کوتاهی، کسانی رو که در اولویت قرار داشته و نیاز به رسیدگی سریع دارن، مشخص می‌کنن. عملیاتی که اصطلاحا تریاژ (Triage) نام داره. تصور کنید بیماران، همون کسانی هستن که به دنبال جذب سرمایه بوده و دکتر‌ها و پرستاران حکم سرمایه‌گذاران و وب مستران وابسته (در مورد بازاریابی وابسته تو مطالب دیگه توضیح داده شده) و تحلیل‌گران رو دارن. اولین تماس سرمایه‌گذاران با کارآفرین‌ها مثل تریاژ در بیمارستان هست. سالی هزار تا بیمار میان بیمارستان، از سرماخوردگی (کسانی که فقط ادعای کارآفرینی دارن و در واقع طبل تو خالی هستن) گرفته تا بیماری‌های خیلی سخت (تک شاخ‌ها یا Unicorn که اصطلاحا به استارت‌آپ‌های فوق العاده کمیاب با ارزشی بالغ بر 1 میلیارد دلار گفته میشه). شاید در حدود 10 مورد باشن که واقعا نیاز به تمرکز جدی دکتر‌ها دارن و 990 تای بقیه خیلی اورژانسی نیستن.

حالا فکر کنید این وسط یک بیماری باشه که هم می‌تونه فارسی صحبت کنه و هم مثلا ترکی. اما به دلایل مختلف اصرار داره که ترکی صحبت کنه و درخواست یک مترجم برای صحبت با کارکنان داره. خب قطعا به چنین بیماری به صورت فوری رسیدگی نمیشه. تقاضای امضای NDA از سرمایه‌گذار مثل همین درخواست مترجم وسط میدان رقابته. البته سرمایه‌گذاران بزرگ خیلی بیشتر از 1000 مورد در سال برای سرمایه‌گذاری به تورشون می‌خوره.

حالا می‌خوایم 12 دلیل برای امضا نکردن NDA توسط سرمایه‌گذاران رو بیان کنیم:

        1. اتلاف وقت:

سرمایه‌گذار‌ها سرشون خیلی شلوغه، هم باید شرکت خودشون رو اداره کنن هم سهام‌های مختلفی که دارن، به شرکای محدود (LP) خودشون گزارش بدن و … . اگه بخوان چپ و راست با همه NDA امضا کنن، میزان برگشت سرمایه‌شون (ROI) کاهش پیدا می‌کنه.

       2. اتلاف پول:

اگه سرمایه‌گذار‌ها می‌خواستن NDA امضا کنن باید برای بررسی اون قرارداد وقت صرف میکردن و تازه یک پولی هم باید به یک مشت وکیل می‌دادن که هر قرارداد رو بررسی کنن. حساب کنید بابت 1000 تا NDA در سال چقدر باید هزینه کنن؟ غالب مؤسسان فکر می‌کنن ایده‌شون منحصر به فرده و کسی جز اونها لایق این سرمایه نیست.

       3. امضای NDA جزئی از روند کاری اونها نیست:

قرار نیست VC‌ها، روند کاری خودشون رو به خاطر شما تغییر بدن. تمرکز اونها رو تریاژ کسانی هست که بهشون مراجعه می‌کنن و اولین قدم اینه که ببینن آیا شما توانایی برآوردن خواسته‌های اونها رو دارید یا نه. جذب کردن سرمایه‌گذار، یک کار رقابتیه. NDA مثل اینه که در این میدان برای خودتون دست‌انداز بذارید.

       4. عدم وجود انگیزه:

معمولا کارآفرین‌ها تا زمانی که کار خودشون رو ارائه ندن، اصلا اهمیتی برای سرمایه‌گذار‌ها ندارن. خوندن و امضای NDA، باعث کندی در کار سرمایه‌گذاران و جلوگیری از حتی خونده شدن ارائه‌ی شما توسط اونها میشه. اگه هیچ رابطه‌ی خاصی با اونها نداشته باشید، چه دلیلی داره که اصلا خودشون رو به زحمت بندازن؟

      5. سرمایه‌گذاران مجبور می‌شدن حواسشون به تمام NDA‌هایی که امضا کردن باشه و این کار از حوصله‌شون خارجه:

VC‌ها با امضای هر NDA، مجبور بودن در برخورد با هر استارت‌آپ جدید تمام اسناد قبلی رو چک کنن.

      6. بعضی از VC‌ها همراه خودشون چند نفر تحلیل‌گر و وب مستر یا وابسته دارن که مطالب ارائه شده توسط کارآفرینان رو بررسی می‌کنن:

اگه بنا باشه هر کدوم از اینها هنگام نگاه انداختن به‌ این مطالب، اجازه بگیرن و رئیس‌شون مجبور شه بابتش امضا بده … !!

      7. احتمالِ قرار گرفتن تحت تعقیب قانونی:

هیچ کس دوست نداره پلیس دنبالش باشه. اگه احیانا، طبق NDA، از یک سرمایه‌گذار شکایت بشه، حتی اگه اون VC در این بازی پیروز بشه، باز هم شکست خورده! وجهه عمومی ‌برای سرمایه‌گذار‌ها خیلی مهم‌تر از مؤسسان هست. در مناطقی که تب استارت‌آپ داغه و یک ایده در ذهن چندین نفر شکل گرفته، اگه سرمایه‌گذار‌ها با هرکس که از راه میرسه NDA امضا کرده و روی یک نفر سرمایه‌گذاری می‌کردن، بقیه که بهشون سرمایه نرسیده، اعلام می‌کردن که ‌ایشون ایده‌ی ما رو دزدیده! و طبق NDA ازش شکایت می‌کردن.

      8. سرمایه‌گذار‌ها ایده شما رو نمی‌دزدن:

سرمایه‌گذار‌ها این حرفه رو اساسا به ‌این دلیل انتخاب کردن که حالِ کار کردن نداشتن! دلیلی نداره ‌ایده شما رو بدزدن بعد برن اجراش کنن. اگه حال اجرا کردن داشتن که نمی‌رفتن سرمایه‌گذار بشن! البته در شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر، سهامی ‌خاص، شتاب دهنده‌های استارت‌آپ و … گاها، کارآفرین‌هایی وجود دارن که استارت‌آپ کوچکی در مراحل اولیه رو اداره می‌کنن که استعداد رشد زیادی داره و احتمال موفق شدنش زیاده. به ‌این کارآفرین‌ها که داخل خود شرکت‌های سرمایه‌گذار هستن، کارآفرین مقیم یا EIR (Entrepreneur In Residence) گفته میشه. حواستون باید به ‌این موارد باشه چون اینها می‌تونن ایده‌ی شما رو عملی کنن. ولی به طور کلی، کار سرمایه‌گذار‌ها، دزدیدن ایده نیست. ایده به تنهایی ارزشی نداره و این فرصت‌های جذب سرمایه و وارد شدن به بازار هستن که به سختی بدست میان. در مرحله نخست، بازار کار شما و تیم‌تون هستن که برای سرمایه‌گذار در اولویت قرار دارن.

       9. در مناطق استارت‌آپ‌خیز، معمولا در یک زمینه چند تا استارت‌آپ با هم شروع می‌کنن و سرمایه‌گذار‌ها کنار می‌ایستن تا ببینن کدوم‌شون از همه بهتره:

مثلا در سال 2015 صنعت غذا و در 2016، هوش مصنوعی فراگیر بود. وقتی یک صنعتی فراگیر میشه، فرصت‌های سرمایه‌گذاری هم فراوان میشه. سرمایه‌گذار‌ها هم روی یک استارت‌آپ از هر زمینه سرمایه‌گذاری می‌کنن و منتظر می‌مونن تا اونی که شانس رشد و موفقیت بیشتری داره پیدا کنن. اون سرمایه‌گذارانی هم که فقط در یک زمینه‌ی خاص کار می‌کنن، معمولا روی چندین استارت‌آپ در اون حوزه سرمایه‌گذاری می‌کنن و فقط براشون مهمه که حداقل یکی از اونها موفق بشه.

مثلا در زمینه‌ی تحویل غذا، شرکت Rocket Internet روی چندین استارت‌آپ مثل Markey Spoon، Hello Fresh، Food Panda و Delivery Hero سرمایه‌گذاری کرد. Victor Hugo میگه: “شاید بشه جلوی یک ارتش رو گرفت، اما در برابر ایده‌ای که تب و تابش داغ میشه نمیشه مقاومت کرد”. وقتی یک ایده زمانش برسه، کارآفرین‌های زیادی همزمان و مستقل ایده‌ی مشترکی رو کشف می‌کنن. افرادی هم که کارشون کپی برداشتن از بقیه ست و شرمی ‌هم از این کار ندارن، سعی می‌کنن حتی در زمینه‌های متفاوت، هرکدوم به طریقی از این ایده در زمینه‌ی خودشون استفاده کنن. سرمایه‌گذار‌ها معمولا در زمینه‌های مختلف از استارت‌آپ‌های جویای سرمایه، پیشنهاد دریافت می‌کنن و وقتی به ‌این آمار در یک مقطع از بالا نگاه کنن می‌تونن، ایده‌های خوب رو از ایده‌های بی سرانجام و تقلید شده تشخیص بدن.

       10. VC‌ها میدونن که قرارداد‌های عدم افشای اطلاعات، غالبا به اجرای قانونی گذاشته نمیشن و اون PDF که اسم اونها توش اومده هیچ ارزشی نداره:

همونطور که قبلا گفتیم NDA‌ها فقط در سطوح بزرگ و حجیم اجرا میشن. فرایند‌هایی مثل ادغام و کسب (M&A: Merger & Acquisition)، عرضه اولیه عمومی(IPO) و قرارداد‌های بزرگ توزیع تجاری یک محصول. اگه قرار باشه افشای ایده‌ی شما باعث نابودی شما بشه، این یعنی شما طرز فکرتون تجاری نیست. اگه طرز فکر تجاری نداشته باشید چطوری میخواید موفق بشید؟

      11. NDA‌ها در دادگاه به تنهایی برای محکوم کردن VC کافی نیستن و شما باید گناهکار بودن اون سرمایه‌گذار رو ثابت کنید:

حتی با وجود یک NDA شما باید ثابت کنید اطلاعاتی که درز پیدا کرده، توسط اون سرمایه‌گذار فاش شده. این فرایند محکوم کردن، هزینه‌ی زیادی داره. آیا به عنوان یک کارآفرین در مرحله‌ی جذب سرمایه، پول کافی برای این کار دارید؟ حتی اگر داشته باشید هم این کار خیلی سخته. باید ثابت کنید هیچ راه دیگه‌ای برای درز این اطلاعات وجود نداشته، جز اینکه سرمایه‌گذار اونها رو افشا کرده باشه و در ضمن باید ثابت کنید او این کار رو با آگاهی کامل انجام داده و در ضمن این اطلاعات هیچ جا به صورت عمومی‌ در اختیار مردم قرار نگرفته بوده. به علاوه، تمام این فرایندها زمان‌بره. آیا خرج کردن این مقدار پول و زمان، ارزشش رو داره؟

     12. شکایت کردن از سرمایه‌گذار‌ها، شما رو تبدیل به یک شخصیت منفور می‌کنه:

فکر می‌کنید بعد از این همه شکایت کردن از سرمایه‌گذار‌ها و دنبال کردنشون، می‌تونید در حوزه‌ی کار برای خودتون دوست پیدا کنید و روی مردم تأثیر بذارید؟ حتی اگه شکایت شما به سرانجام برسه، کدوم عاقلی حاضر میشه با شما همکاری کنه؟

حالا با وجود این همه توضیح و تفسیر اگه باز هم به یک VC پیشنهاد امضای NDA بدید، احتمالا پوزخندی می‌زنه و بعد از یک جواب سربسته، ایمیل‌تون رو حذف می‌کنه. شما هیچ اهرم فشاری ندارید. نهایتا اگه آدم سخت‌گیری نباشه، صبر می‌کنه تا مجبور شید بدون امضای NDA، ارائه‌تون رو براش بفرستین. اگر هم خیلی مرد باشه بهتون این موضوع رو گوشزد می‌کنه که هیچ سرمایه‌گذاری NDA امضا نمی‌کنه و به نفع خودتونه که به VC دیگه‌ای چنین پیشنهادی ندید.

نکته‌ای که حائز اهمیته، اهرم فشاره. شما هیچی ندارید که بتونید باهاش اونها رو مجبور کنید NDA رو برای چیزی که هنوز نمی‌دونن چیه امضا کنن! در این بین افرادی هم وجود دارن که قبلا در استارت‌آپ‌های دیگه پتانسیل خودشون رو نشون دادن و سرمایه‌گذار‌ها می‌دونن که این افراد موفق میشن. در مورد اونها قضیه برعکسه، یعنی این سرمایه‌گذار‌ها هستن که به دنبال جلب نظر این کارآفرین‌ها برای سرمایه‌گذاری روی اونها هستن. سرمایه‌گذار‌ها سعی می‌کنن با نشون دادن امکاناتی که در اختیار دیگر کارآفرین‌ها قرار میدن به این افراد، نظر اونها رو جلب کنن. یکی از شانس‌های شما هم برای کشف شدن و جذب سرمایه همینه. سرمایه‌گذار برای جلب نظر یک کارآفرین موفق، برای شما یک پیشنهاد اولیه‌ی همکاری می‌فرسته. این فرصتی برای شماست تا خودتون رو نشون بدید.

این‌ها دلایل قبول نکردن NDA توسط سرمایه‌گذاران بود، اما شما چرا نباید چنین پیشنهادی بدید؟

پس شما رو به خوندن مقاله مؤسسان نباید پیشنهاد NDA به سرمایه‌گذاران بدهند دعوت می کنم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *