اهمیت زمان‌سنجی در استارت‌آپ قسمت 2(شناخت دقیق پیش شرط های ورود به بازار)

اهمیت زمان‌سنجی در استارت‌آپ قسمت 2(شناخت دقیق پیش شرط های ورود به بازار)

مدت زمان مطالعه :

5

دقیقه

مرحله کسب و کار :

قبل از راه اندازی کسب و کار

اهمیت زمان‌سنجی در استارت‌آپ قسمت 2(شناخت دقیق پیش شرط های ورود به بازار)

اهمیت زمان‌سنجی در استارت‌آپ قسمت 2(شناخت دقیق پیش شرط های ورود به بازار)

در قسمت اول مقاله متوجه شدیدم که بخش مهمی از موفقیت استارتاپ ما به عوامل خارجی مربوط هست، همچنین با مهمترین عناوین اون ها هم آشنا شدیم. در این بخش می خوایم بیشتر با این پیش شرط های ورود به بازار آشنا بشیم و متوجه بشین چطور می تونیم اون هارو مدیریت کنیم تا سوار بر موج اونها به ساحل موفقیت برسیم.

پیش شرط اول: فناوری امکان‌ساز

یکی از عوامل حیاتی (یش شرط های ورود به بازار) در تشخیص زمان مناسب اینه که فناوری هایی که وجودشون برای استفاده و رواج محصول یا خدمات شما ضروری هستند از قبل وجود داشته باشن. دستیارهای مجازی (Alexa)، سرویس‌های پخش آنلاین (Twitch، Netflix)، اشتراک گذاری وسایل نقلیه (Lyft، Uber) و اکسسوری‌ها (AirPods)، بدون فناوری‌هایی مثل تشخیص صدا با تأخیر کم، گوشی‌های هوشمند، بلوتوث و حسگر‌های مناسب برای هرکدام، نمی‌تونن به حیات خودشون ادامه بدن.

برای مؤسسان، جلو زدن از فناوری های زمانه باعث انحطاط میشه. اگر یک استارت‌آپ، بدون ساختاری از فناوری‌های مناسب وارد بازار بشه، خیلی بعید به نظر میرسه که بتونه در فضای موجود، کشش ایجاد کنه. خیلی از مؤسسان بزرگ دارای درک و پیش‌بینی وسیعی از مسیر فناوری‌های نوظهور و این که چه زمانی این فناوری‌ها دچار تحولاتی چشمگیر در مسیر ایجاد محصولی موفق و پر مشتری میشن، هستن.

پیش شرط دوم: محرکه اقتصادی

مؤسسان همیشه به دنبال راه‌های بهتری برای انجام کارها هستن؛ اینکه چیکار کنن تا از بهترین فناوری های روز دنیا عقب نمونن و ازشون غافل نشن. همزمان، مؤسسانی که در این مسیر، پیشرو هستن، روند اقتصاد رو هم به دقت تحت نظر دارن تا فرصت‌های آینده رو از دست ندن. محرکه اقتصادی می‌تونه فرصت‌های جدیدی ایجاد کنه. مثلا، تولید یک محصولی که قبلا سودآور نبوده، حالا سودآور میشه یا محصولی که قبلا اندازه بازارش کوچک بوده، حالا طرفدار پیدا میکنه و به اندازه قابل توجهی می‌رسه. اگه روند اقتصاد رو بررسی نکنید و ازش در محصول یا خدمات استارت‌آپ خودتون استفاده نکنید، احتمالا فرصت‌های زیادی رو از دست خواهید داد.

البته برعکس این قضیه هم می‌تونه در بازار فرصت زا باشه، یعنی وقتی محصولی که قبلا ارزون بوده، گرون میشه. مثلا خدمات زمینه آموزش یا مراقبت از کودک.

قیمت بالا هم همین طور. مثلا قیمت بالای اشتراک‌های کابلی و آلبوم‌های ضبط شده روی دیسک ها، نقش زیادی در ایجاد و توسعه‌ی شرکت‌های پخش آنلاین مثل Netflix، Spotify و Hulu داشتن. مثال دیگه‌ای که میشه زد نرخ بالا و انعطاف ناپذیر دستمزد نیروی کار قراردادی و به طور کلی رشد ثابت حقوق‌ها در قسمت‌هایی از اقتصاد هست که موجب ایجاد شرایطی شدن که در اون شرکت‌ها به گرفتن نیروهای قراردادی و پروژه‌ای برای مدت‌های کوتاه متمایل شدند، این شرایط اصطلاحا اقتصاد گیگ نامیده میشه. نتیجه چنین شرایطی هم ظهور استارت‌آپ‌هایی مثل TaskRabbit، Postmates و DoorDash شد.

بعضی از نیروهای اقتصاد کلان هم، مثل بحث رکود اقتصادی، باعث ایجاد اقتصاد مشارکتی شدند. به همین خاطر هم سروکله‌ی Airbnb و Lyft درست بعد از بحران اقتصادی پیدا شد.

پیش شرط سوم: پذیرش فرهنگی

نحوه‌ی تعامل ما با فناوری به سرعت در حال تغییر بوده و تغییر رفتارها، در سرنوشت قسمت‌های مختلف بازار، تأثیر می‌ذاره. استارت‌آپ‌ها، شرایط مناسب کنونی خودشون رو مرهون فداکاری‌های گذشتگان هستن. کسایی که زحمت تغییر عادات، رسوم و رفتار فرهنگی جامعه رو به دوش کشیدن. 20 سال برنامه‌ریزی فرهنگی به موفقیت Instagram منجر شد. از محتواهای متنی و ویدئویی در وبلاگ‌ها گرفته تا جا انداختن FaceBook و فرهنگ سلفی! قبلا تفکر حاکم این بود که”غریبه‌ها خطرناک هستن و نباید اونها رو به حریم خصوصی خودمون راه بدیم”، اما پیشینیانِ Instagram کاری کردن که این تفکر نه تنها از بین رفته بلکه، به اشتراک‌گذاری حریم خصوصی در فضای مجازی، مورد قبول همه واقع شده و حتی ضروری هم هست.

پذیرش فرهنگی، شاید نامحسوس به نظر بیاد اما در معادله‌ی جرم بحرانی، جزئی حیاتی محسوب میشه. به علاوه، تغییر فرهنگ می‌تونه باعث تغییر قانون بشه. تغییر قانون هم در ادامه ی حیاتِ محصولات یا خدمات مختلف تأثیر میذاره. مثلا در آمریکا، شرط‌بندی آنلاین غیرقانونی بود، اما بعد از اینکه دادگاه عالی ممنوعیتش رو برداشت، تبدیل به یک بستر فعال شد. حاکمیت در هدایت و کنترل بسیاری از استارت‌آپ‌ها و سرمایه گذاری‌ها نقش اصلی رو ایفا می‌کنه. مثلا Fanduel توسط یک شرکت شرط‌بندی اروپایی خریداری شد. مثال دیگه، ظهور استارت‌آپ‌های ماریجوانایی! با بازار 9 میلیارد دلاری هست.

بررسی موردی روی جرم بحرانی: iPhone

این مهمه که قبل از ساخت محصول، تمام عوامل مؤثر در زمان بندی مناسب رو شناسایی و درک کنید به PalmPilot نگاهی بندازید.

یک لحظه تمام محصولات خلاقانه و جدیدی که قبل از iPhone بودن رو در نظر بگیرید. فناوری های جدید زیادی توسط PalmPilot در بازه‌ی 1990 تا اوایل 2000، خلق شدن. با نگاه به گذشته متوجه میشیم که دستاورد‌های این شرکت بیشتر نقش فناوری‌های امکان‌ساز رو بازی کردن. PalmPilot به بسیاری از فناوری‌های اصلی که شرکت‌های موبایلی امروزه رو پشتیبانی می‌کنن، دسترسی داشت: صفحات لمسی، پردازنده ها، اینترنت با پهنای باند زیاد و سیستم عامل‌های موبایلی.

خب با این اوصاف چرا ما الان از PalmPilot استفاده نمی‌کنیم؟

PalmPilot برای اینکه بتونه خودش رو بالا بکشه به دو عامل خارجی کلیدی نیاز داشت: یک، زیرساخت تلفن همراه (فناوری امکان پذیر) و دو، رواج استفاده گسترده از دستگاه‌های دیجیتالی همراه (پذیرش فرهنگی) … تحولی که بعدها با اومدن iPod ایجاد شد.

زمانی که زیرساخت تلفن‌های همراه در سال 2007 به جرم بحرانی خودش رسید، همون فناوری‌های کلیدی که یک دهه در محصولات PalmPilot در حال چرخش بودن، Apple رو به ارزشمندترین شرکت روی زمین تبدیل کردن.

خیلی‌ها معتقدن که موفقیت Apple در گرو هوش و ذکاوت این شرکت در تولید محصولات خلاقانه و ایجاد تجربه کاربری منحصربفردش هست. در نقش مهم این عوامل در کنار آثار شبکه‌ای پلتفرم iOS تردیدی نیست. اما اصلی‌ترین دلیل رشد بی حد و مرز Apple اینه که اونها نقطه‌ی جرم بحرانی رو به درستی تشخیص دادن و دقیقا به موقع وارد بازار محاسبات همراه شدند … زمانی که دنیا در آستانه انقلاب تلفن‌های همراه بود، اون هم با محصول و هوش تجاری تحسین برانگیزی که یک رویداد فرهنگی رو رقم میزد.

شرکتی در دنیای رقابت موفق میشه که درست در نقطه‌ی جرم بحرانی، خودش رو توسعه بده. کاری که Apple با iPhone، Amazon با eCommerce، Google با موتور جستجوی خودش و به طور کلی تمام شرکت‌هایی که اسم و رسمی از خودشون در صفحات تاریخ ثبت کردن، انجام دادن.

اینجا یکی از جاهایی هست که قانون “هرکی زودتر برسه برنده ست” برقرار نیست.

مهم نیست که شما زودتر یا دیرتر از رقبای خودتون وارد عمل بشید، مهم اینه که چه کسی در نزدیک‌ترین نقطه به نقطه‌ی جرم بحرانی، وارد بازار میشه.(یش شرط های ورود به بازار)

در این نقطه هست که فناوری ، اقتصاد و نیروهای فرهنگی دست به دست هم میدن تا رشدی انفجاری برای مؤسسان رقم بزنن.

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *