چند مطلب مهم و ناگفته درباره‌ی سرمایه‌گذاران خطرپذیر

چند مطلب مهم و ناگفته درباره‌ی سرمایه‌گذاران خطرپذیر

مدت زمان مطالعه :

4

دقیقه

مرحله کسب و کار :

در هنگام راه اندازی کسب و کار

چند مطلب مهم و ناگفته درباره‌ی سرمایه‌گذاران خطرپذیر

سرمایه‌گذاران خطرپذیر

استارت‌آپ‌ها معمولا در اوایل کار خود، توانایی تأمین سرمایه‌ی مورد نیاز خود را نداشته، در نتیجه به سرمایه گذار احتیاج دارند. اما، سرمایه‌گذاری در یک استارت‌آپ که کار خود را تازه شروع کرده، بسیار خطرناک است چرا که هر روز امکان شکست آن وجود دارد. در این میان سرمایه‌گذارانی وجود دارند که این خطر را به قیمت بدست آوردن قسمتی از مالکیت یا مدیریت شرکت، می‌پذیرند. به این سرمایه‌گذارها، سرمایه‌گذاران خطرپذیر یا به اختصار VC که مخفف عبارت Venture Capitalist است، گفته میشود.

     1.سرمایه‌گذاران خطرپذیر به صورت فردی تنوع زیادی نداشته و فقط تعداد محدودی قرارداد در طول سال امضا میکنند

سرمایه‌گذاران خطرپذیر به صورت فردی، برخلاف شرکت‌هایی که این خدمات را ارائه میدهند، خیلی متنوع نبوده و به طور میانگین در طول سال فقط یک یا دو سرمایه گذاری انجام میدهند در نتیجه، به ثمر نشستن این سرمایه‌گذاری ها بسیار حیاتی است. به همین خاطر این افراد خطر زیادی را نپذیرفته و به سختی میتوان آنها را متقاعد کرد. لذا برای جذب یک سرمایه‌گذار خطرپذیر باید با آمادگی کامل با آنها مواجه شوید.

     2.سهم سرمایه‌گذاران خطرپذیر، حتی به صورت فردی ممکن است در نهایت از شما بیشتر شود

شرکت‌های سرمایه‌گذار خطرپذیر یا VC، مالکیت 20% از شرکتی که در آن سرمایه‌گذاری میکنند را در اختیار میگیرند. اما سرمایه‌گذارها هرکدام به صورت فردی نیز سهم زیادی میبرند. مثلا اگر شرکتِ VC، صاحب 20% یکی از شرکت ها باشد و یکی از سرمایه گذارها هم 20% از درآمد حاصل را در اختیار بگیرد، یعنی او به تنهایی صاحب 4% از شرکت شما میشود. حال اگر این فرد مثلا در 8 دوره، در شرکت شما سرمایه‌گذاری کند، مالکیت 32% شرکت شما از آن او خواهد بود که می تواند از سهم شما به علاوه حقوقی که بابت مدیریت کسب میکنید بیشتر شود.

     3.سرمایه‌گذاران خطرپذیر هم معمولا برای خودشان سرمایه‌گذارانی دارند که باید رضایت آنها را جلب کنند

سرمایه‌گذاران خطرپذیر هم درست مانند شما سرمایه‌گذارانی دارند که به آنها شریک محدود یا LP که مخفف عبارت Limited Partner است، گفته میشود. سرمایه‌گذاران خطرپذیر با تجربه زیاد و حرفه‌ای، بیش از حد به شریکان محدود خود اهمیت نمیدهند تا از هر نظر آنها را راضی نگه دارند. فقط سود سرمایه آنها را بازمی‌گرداند و دیگر کاری با آنها ندارند اما بیشتر سرمایه‌گذاران خطرپذیر مانند شما مجبورند دست به فروش خانه یا شرکت خود برای انجام کارهای مختلف بزنند. در واقع کار سرمایه‌گذاران خطرپذیر در راضی نگه داشتن سرمایه گذارن خود، از شما سخت‌تر است، چرا که آنها این کار را باید برای 15 تا 20 LP انجام دهند و شما برای نهایتا 1 تا 4 سرمایه گذار این کار را انجام دهید.

     4.ارزش فعلی شرکت مثلا در بورس و میزان افزایش ارزش آن برای سرمایه‌گذاران خطرپذیر بسیار حائز اهمیت است به همین خاطر آنها خواهان بدست آوردن سرمایه‌های بزرگ در یک مرحله‌ی سرمایه‌پذیری شرکت هستند

زمانی که یکی از سهامداران شرکت و صاحبان آن تصمیم به فروش سهم خود به سرمایه‌گذاران یا شرکتهای خارجی میگیرد، از یک راهبرد به نام استراتژی خروج استفاده میکند. خروج یک سهامدار، بهترین فرصت کسب سودهای هنگفت برای یک VC محسوب میشود. اما سرمایه گذاران خطرپذیر از دستمزدی که بابت مدیریت میگیرند نیز پول خوبی به جیب میزنند. برای این کار باید برای شرکت منابع بودجه دست و پا کنند تا به این بهانه دستمزد مدیریت خود را افزایش داده و در عین حال شرکت را یک قدم جلو ببرند.

برای افزایش بودجه، سوابق افزایش‌های پیشین دیگر قابل استفاده نیستند لذا سرمایه‌گذاران خطرپذیر از مقایسه اطلاعات شرکت با آخرین دوره‌ی بودجه بندیِ دیگر شرکت‌های تحت حمایت خود، برای افزایش 2 تا 3 برابری بودجه در مرحله‌ی بعدی استفاده میکند. VC با این کار شریکان محدود (LP) خود را از نرخ بازدهی داخلی (IRR: Internal Rate of Return) خوب شرکت در مرحله بعدی افزایش بودجه مطلع کرده و آنها را مجاب میکند.

     5.VCهای کوچک بیشتر با شما همراهی کرده، اما رشد زیادی برای شما فراهم نمیکنند در عوض VCهای بزرگتر به اندازه­ی آنها همراهی نکرده اما پول بیشتری می­دهند

انتخاب سرمایه گذار خطرپذیر بزرگ یا کوچک یکی از تصمیم­های مهمی است که مؤسسان کسب و کار باید بگیرند. VCهای کوچک تر برای شما چک­های با مبالغ زیاد نمی­توانند امضا کنند اما در عوض با شما همراه­تر خواهند بود. البته اگر درخواست مالکیت زیادی از شرکت مثل 15 تا 20 درصد کنند در ازای بودجه کم، تقریبا باید دور آنها را خط بکشید. VCهای بزرگتر اما سرمایه بیشتری در اختیار شرکت قرار میدهند. در واقع این خواست واقعی آنها است چرا که می توانند از این طریق بخش اعظم مدیریت شرکت را در اختیار گرفته و تصمیمات مهمی مثل عزل و نصب مسئولین مختلف شرکت را اتخاذ کنند.

انتخاب هریک مزایا و معایب خود را داشته و شما باید براساس تأثیرگذاری هرکدام در رشد شرکت در هر مرحله، یکی را انتخاب کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *