تحلیلی بر علت ارزان بودن کالاهای چین

تحلیلی بر علت ارزان بودن کالاهای چین

مدت زمان مطالعه :

9

دقیقه

مرحله کسب و کار :

در هنگام راه اندازی کسب و کار

تحلیلی بر علت ارزان بودن کالاهای چین

تحلیلی بر علت ارزان بودن کالاهای چینی

اجازه بدید این مطلب رو با چند جمله از “Tim Cook” مدیر ارشد اجرایی شرکت Apple شروع کنم: “در باور اکثر مردم، دلیل رفتن شرکت‌ها به چین ، اینه که ارزون‌ترین کارگرها رو داره. شاید قبلا اینطور بوده اما از اون زمان خیلی وقته گذشته. از دید تأمین سرمایه، مهارت دلیل رفتن به چینه و نه کارگر ارزون”.

بیاید میزان دخالت کارگر در ساخت دو محصول تولید شده در چین، یکی چنگال پلاستیکی(دورریختنی) و دیگری، یک اسباب بازی مخملی (قابل استفاده مجدد) رو با هم بررسی کنیم.

چنگال‌های پلاستیکی که با حرارت دادن توپی‌های پلی‌استر خوراکی و تزریق اونها در قالب برای فرم‌دهی، در عرض چند دقیقه به تعداد بالا تولید میشن، بعد از جدا شدن از قالب و طی کردن فرایند بسته‌بندی، از کارخانه خارج شده و وارد مرحله‌ی فروش میشن. این فرایند با دستگاه‌های کاملا اتوماتیک که احتیاج به نیروی انسانی کمی برای نظارت دارن انجام میشه، لذا در مجموع دخالت کارگر در تولید این محصول بسیار کمه.

اما اسباب بازی مخملی، مثلا یک حیوون مصنوعی، از پارچه برای روی بدنه و موادی برای پُر کردن داخلش، دو چشم و یک بینی تشکیل شده. این مواد باید طی فرایند‌هایی، به چند قسمت بریده، به هم دوخته و پُر بشن. تمام این کارها، از دوختن قطعات بریده شده به حیوون، که باید یک کارگر ماهر با دستگاه انجام بده تا پر کردنش و دوختن محل مورد نظر، که تقریبا فقط باید با دست انجام بشه، نیاز به کارگرهای حرفه‌ای دارن. مشخصه که بخش زیادی از تولید این محصول به کارگر احتیاج داره و تقریبا 70% قیمتش، خرج اونها میشه، البته فرایند بسته‌بندی و فروش یکسانه.

اینکه هزینه کارگر فقط بخشی از قیمت محصول، در بیشتر موارد فقط 20% اون رو تشکیل میده، وجود فاکتورهای دیگه ای رو در قیمت کالاهای چینی ثابت میکنه. که اگر این طور نبود، ساخت اون چنگال‌های پلاستیکی برمیگشت به همون آمریکا یا خیلی از کارخانه‌ها باید منتقل میشدن به کشورهای دیگه غیر از چین ، اما این اتفاقی نیست که افتاده.

تولید صنعتی با اتکا به ارکان مختلفی مثل تأمین کنندگان مواد اولیه، کارخانه‌های قطعه سازی، توزیع کننده‌ها، ارگان‌های دولتی و البته مشتری‌ها از طریق رقابت و همکاری، اتفاق میافته. اکوسیستم در کسب‌وکار چین طی 30 سال گذشته پیشرفت زیادی داشته و ما در ادامه به بیان عوامل ارزان تمام شدن محصولات چینی که شامل کارگرها هم میشه، می‌پردازیم:

الف. زنجیره‌ی تأمین مثال زدنی:

چین پیچیده‌ترین و در عین حال منعطف‌ترین زنجیره‌ی تأمین یا همان فرایند تبدیل منابع طبیعی، مواد خام و قطعات به محصول نهایی و تحویل به مشتری رو در اختیار داره. در فرایند استخراج مواد خام و گذاشتن اونها در اختیار کارخانه‌ها، هم نهادهای خصوصی و هم دولتی در این کشور، مشارکت داشته و با این کار، برای کارخانه‌ها دسترسی داخلی عالی به مواد خام رو فراهم میکنن که این بزرگترین نقطه قوت چین محسوب میشه. دخالت دولت در فراهم کردن مواد خام ارزون برای کارخانه‌ها، هزینه‌های تولید رو به شدت کاهش و در همین راستا اهمیت تأمین کنندگان محلی رو برای کارخانه‌ها، افزایش داده.

ب. تخفیف مالیاتی برای صادرات چین :

بکارگیری این سیاست با لغو قانون مالیات 2برابر روی کالاهای صادراتی در سال 1985 به منظور تقویت فضای رقابت در این کشور به عنوان یکی از 150 کشور با سیستم مالیات بر ارزش افزوده، با نرخ 17% یا 13% (برای بعضی از کالاها)، آغاز شد. دولت چین بعد از صادرات کالا، مالیات بر ارزش افزوده اون رو به شرکت تولید کننده برمیگردونه که در واقع یعنی شرکت‌های چینی بابت کالاهای صادراتی و مواد سازنده اونها اصلا مالیات نمیدن و این باعث کاهش هزینه مواد در کارخانه‌ها و نهایتا قیمت محصول، میشه.

ج. زیرساخت‌های کارا و دسترسی جغرافیایی منظم و برنامه‌ریزی شده در کشور چین :

چین در مسیر صنعتی شدن، با ساخت بنادر، جاده‌ها و مسیرهای ریلی متعدد و اتصال شهرهای بزرگ و کوچک و شهرک‌های صنعتی به هم، هزینه‌های حمل و نقل رو کاهش داده و زیرساخت‌های کارای این کشور باعث به صفر رسیدن ساعات بیکاری شده. کارآفرین نمونه “Vaibhav Mandhana” در مورد حمل و نقل در هند میگه: “به خاطر جاده‌های خراب هند، انتقال یک بار از شمال به جنوب این کشور بیشتر از یک هفته طول میکشه و گاهی انتقال اون از طریق Shenzhen چین، سریعتر و ارزونتر از مسیر Kolkata در میاد. زمان طلاست و تأخیر در حمل و نقل محصول میتونه باعث تحمیل هزینه‌های هنگفتی بشه”.

کارآفرین Walter Hay میگه: “حمل و نقل دریایی از چین به لس آنجلس به مراتب ارزونتر از حمل و نقل زمینی از لس آنجلس به Nevada در میاد”.

د. دسترسی کامل به امکانات رفاهی اون هم از نوع یارانه ای!:

در مناطق صنعتی چین، به هزینه‌های ثابت و متغیر نظیر آب و برق، تا 30% نسبت به مناطق مسکونی و تجاری، یارانه تعلق میگیره. هم چنین مسئولین دولتی در محل برای اشتغال‌زایی و کاهش هزینه‌های تولید، زمین رایگان در اختیار میذارن. زمین، آب و برقِ ارزان تمام چیزهای لازم برای تولید انبوه هستن؛ چیزهایی که کشورهای نیمه صنعتی هنوز هم با کمبودش دست و پنجه نرم میکنن. مثلا برخی مناطق فقط 8 ساعت در روز برق دارن که باعث افزایش ساعات بیکاری و نهایتا هزینه‌های تولید میشه.

ه. بوروکراسی:

با این که برای ورود به این کشور باید کلی فرم و کاغذ مثل: اظهارنامه گمرکی، اظهارنامه پرداخت مالیات، اسناد مربوط به رعایت قوانین و عدم تخلف و … رو پر کنید اما در کل موانع کمی سر راه شما قرار دارن چرا که بخش‌های مربوط به این اسناد و فرم‌ها به نحوی دقیق و مرتب در ادارات تنظیم و فرایند انجام اونها تسهیل شده که هیچ پیچیدگی یا نیاز به تطمیع کسی نخواهید داشت. کشورهای نیمه صنعتی در اوایل این راه هستن و هنوز این فرایندها رو ندارن.

قصد ما معرفی چین به عنوان مدینه‌ی فاضله نیست اما به طور کلی فرایند تجارت در این کشور اینقدر عمیق و ریشه دار شده که فقط با دنبال کردن دستورالعمل‌ها و بدون نیاز به تطمیع کسی برای گرفتن یک مهر یا امضا، میشه کار رو پیش برد. این فرایند بیشتر از بوروکراسی، یک “مشی سیاسی” از سوی دولت برای نشان دادن اهمیت کسب‌وکار برای آنها، بوسیله‌ی برداشتن موانع از مسیر کسب‌وکار شماست.

و. تکنولوژی خوب و اتوماسیون در کنار نیروی کار ماهر چین :

منطقا نمیتوان ارتباط پیشرفت‌های تکنولوژیکی کشور چین رو با ظرفیت انبوه سازی اون، نادیده گرفت. اونها از جدیدترین فناوری‌ها برای تولید محصولاتِ با کیفیت در تعداد بالا استفاده میکنن. هم چنین جمعیت زیاد این کشور، نیروی متخصص فراوانی در دسترس قرار میده که باعث کاهش میانگین دستمزد اونها و نهایتا کاهش قیمت محصول میشه. همونطور که ابتدا گفتیم، وجود کارگران ماهر زیاد، دلیل اصلی موفقیت چین در تولید انبوه محسوب میشه. به عنوان مثال، غیر از چین هیچ کشور دیگه ای چنین ترکیبی از زنجیره‌ی تأمین مجهز و پیشرفته و جامعه کارگرهای متخصص مورد نیاز برای تولید محصولات Apple رو در این مقیاس نداره.

ز. کارگر:

قیمت کارگران در چین نسبت به کشور‌های اصطلاحا توسعه‌یافته مثل کشورهای اروپایی و آمریکا، ارزون تره اما همونطور که گفتیم ارزون‌ترین نیست. نکته‌ی مهم، تجربی و نه تئوری یاد گرفتن اونهاست که منجر به حرفه‌ای شدن این کارگرها شده. سپردن کار به چینی‌ها یعنی سپردن به کارگرانی که در طول زمان امتحان خودشون رو پس داده و برای شرکت‌های بزرگ در حجم انبوه و با کیفیت بالا کار کردن. اگه نرخ کارگر برای کاری در آمریکا 8$ در ساعت باشه، تو چین با اون کارگران حرفه‌ای، 2$ و در اندونزی با کارگران نیمه حرفه‌ای تقریبا میشه 1$. با وجود ارزان تر بودن کارگران در اندونزی، قبل از رفتن سراغ این کشور، نگاهی به تمام عوامل بالا بندازید!

مقامات محلی در چین به جای انتخاب شدن از طریق انتخابات، از طرف دولت منصوب میشن. این مقامات در کمک کردن به صنایع، نه فقط تکلیف بلکه مأمور به نتیجه بوده و با هم در جذب آنها رقابت میکنن. لذا در این رقابت هریک با ارائه امکانات مختلف مثل زمین ارزان، ساخت پارک‌های فناوری، تسهیلات رفاهی مثل آب، برق، جاده و حتی خانه و مدرسه، سعی در جذب و رشد صنایع مختلف در منطقه خودشون دارن. چون این مقامات از طریق انتخابات روی کار نیومدن، تصمیمات اونها نیاز به طی کردن مراحل پیچیده قانونی و گرفتن تأییدیه‌های مختلف نداشته، لذا کارایی بیشتری دارن. البته محلی نبودن مسئولین و عدم آگاهی نسبت به مشکلات مردم اونجا میتونه عیب این روش محسوب بشه.

در ادامه، چند عامل دیگه که البته مورد بحث هستن، بیان میشه:

ط. ارز:

نظریه‌ی دستکاری ارزی که مورد بحث اقتصاددان‌هاست، یعنی چین ارزش ارز خود یعنی Yuan رو تا 30 الی 40 درصد کاهش میده، یکی دیگه از عوامل ارزان تر شدن کالاهای تولید شده در این کشور نسبت به مثلا یک رقیب آمریکایی شناخته میشه. علیرغم افزایش ارزش Yuan نسبت به دلار آمریکا در سال‌های اخیر، این دستکاری ارزی، تو قیمت محصول در داخل چین و نرخ دستمزد کارگرها تأثیر گذاشته.

ی. عدم پایبندی به قوانین محدود کننده:

دولت چین اعتقادی به مالکیت معنوی نداشته و به شرکت‌ها اجازه‌ی بررسی محصولات موفقِ تولید شده در هر جای دنیا برای ارزیابی محصول خود و تولید انبوه اونها رو میده. انجام ارزیابی، که در دنیای ماشینی امروز از ضروریات کسب‌وکار هست، به این روش، باعث صرفه جویی در هزینه‌های تحقیق و توسعه‌یا همان R&D در این کشور میشه. از دیگر هزینه‌های یک صنعت، هزینه مدیریت پسماند‌هاست. قوانین حفاظت از محیط زیست در چین خیلی محکم نبوده و اجبار زیادی برای رعایت اونها مخصوصا در مقیاس محلی، وجود نداره و شرکت‌های چینی از این طریق هزینه‌های مدیریت پسماند و در نتیجه قیمت نهایی محصول رو کاهش میدن. البته اخیرا اقداماتی برای رعایت این قوانین انجام شده اما هنوز کافی نیست.

اگه کارگر ارزان، عامل اصلی در قیمت محصول بود، خیلی از شرکت‌های تولید کننده‌ی محصولات کارگر-محور، میرفتن سراغ کشورهای دیگه غیر از چین و شرکت‌هایی که نیاز زیادی به کارگر ندارن میرفتن سراغ امثال آمریکا، اما هنوز خیلی از شرکت‌ها در چین و در حال بهره برداری از امکانات مختلف کسب‌وکار در این کشور هستن. برای رسیدن به‌یک اکوسیستم اقتصادی با چنین ویژگی‌هایی، هنوز راه درازی پیش روی اقتصادهای نوظهور وجود داره.

بنابراین، از حالا به بعد با شنیدن اسم چین ، نباید فقط تصویر کارگر‌های ارزان در ذهنتون تشکیل بشه.

مطالعه ی مقاله ی راهبرد قیمت‌ گذاری برای کسب وکارهای کوچک رو برای آگاهی بیشتر بهتون پیشنهاد میدم!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *